Thursday، November 5

من مچاله شدم.
همسایه آواز می خونه. همسایه مهمون داره. همسایه شاده. همسایه می خنده. همسایه می رقصه. همسایه مسته.
نپرس! چرا می پرسی وقتی جوابش رو می دونی؟
با این همه بازم فکر می کنی آدم خوبی هستی؟
چقد قشنگ ... عینـهــو روبوکاپ! مرسی از این همه هیجان ... میدون هفت تیر، فیلم سینمایی ... زنده!
سیزده آبان، برنامه امشب جمهوری اسلامی ایران

درکه

Monday، November 2

از انواع تحریم می توان به نوع وبلاگی آن اشاره کرد ... از این قرار که با یک نفر قهر شود و و بلاگ وی دیگر مورد مطالعه شخص قهر کننده قرار نگیرد و او را از شِیر کردن محروم کنند و به دیگران آدرس اشتباهی دهند و از کنار عکس هایش بی تفاوت بگذرند و ...
باید اشاره کرد که یکی از درد ناک ترین تحریم ها است. تا آنجا که باراک حسین هم حاضر به انجام چنین کاری با محمود نبوده و نیست. حال چه طور دل آن شخص قهر کننده آمده که چنین تحریم شدیدی را اعمال کند خدا می داند ...

دربند

Friday، October 30

تولد امام رضاس دست دست ... دست دست ...!!!

88/8/8


هشت هشت هشتاد و هشت مریض ... یادم می مونه!

خوکی

تب دارم. چشام هم داره می سوزه ... اونوقت حتما باید یه جا بنویسم که اگه خوکی بود من چه ذره پول کجا دارم! برین ور دارین!!

Wednesday، October 28

حالا سین س حالا شین ش حالا اینتر
حالا اسپیس حالا نقطه. حالا بک اسپی
حالا سه نقطه ...
آره دیگه!
این زمزمه تو گوشمه ... فردا پر از آزادیه ...
فکر کن!!! دانشگاه ما هم سیاسی شده ...!


از انبار آوردمشون ...

Tuesday، October 6

فحش ندم، داد نزنم، که گربه شاخم نزنه ...

Tuesday، September 15

این آخرای تابستون که هوا یه هو پاییزی می شه رو دوست ندارم. یه جوری دلگیره ...

Saturday، September 5

فرق داری با من ... هیچوقت نتونستم به اون خوبی باشم ... حتی نتونستم اداش رو در بیارم!
چیز خاصی نشده! فقط ساعت سه و ربع صبح، پیتزای سرد یخچالی پلاک می چسبه. اونم همزمان با ورود دوست جدیدم، پنجاه و پنج سی! همین.